تبليغاتX
گروه جوان و ورزش و تفریحات حلقه‌ی وب

 

ورزشته: خطاط ها بر خال ها خط می کشیدند... شمشیرها از خود خجالت می کشیدند...

 

بازگشت غرور آفرین مدیران وبلاگ(مریم-م و ستاره-ن)را گرامی می داریم.

 

مقدمتان گل باران

ما ، یعنی مریم-م و ستاره-ن، به اصطلاح مدیران این گروه   به علت وقفه ای که در روند تکاملی و نمو  این وبلاگ اتفاق افتاد،در دلمان از شما پوزشات می طلبیم(شما هم به رومون نیارید. )
اخبار مسرت بخشی هم داریم ، می خواستیم رو نکنیم ، اما چون زیاد اصرار می کنید مجبوریم بگیم.
همین طور که مستحضرید! بخش ورزش نامه و طنز نامه شروع به کار کرده.
موزیک هم که می شنوید !
قرار شده یه ماهنامه هم تدارک ببییم که اولین شماره اش ۱۵ شهریور روی نت(!) میره . البته لازم به ذکره چون در خواست ها زیاد بوده می فرستیم دم مسنجرتون!!!
اینم گفته باشیم که برای آخرین ابتکارمون لازم به همکاری همه ی اعضا هست و گر نه کلاهمـون تو هم میره ....بعد نمیشه دیگه...البته قبلش باید حتما یه جلسه مجازی داشته باشیم !
به زودی پادکست ورزشته هم آپ می شه !!!

.اگه فکر ! و نظر! خاصی !درباره قالب دارید بگید.سعی می کنيم خوشحال بشيم!!!

دیگر اینکه :

چه خبر از اعضا:
اثر انگشت:خانوم نویسنده ! این روزا زده تو خط نقد و اثر انگشت هزار چهره و ... !
صدا...صدای جوانی...: خانوم نویسنده ! رفته تو کار خاطرات شیرین رادیویی البته از نوع جوان و نوجوانش!
خاطرات یک من !: آقای نویسنده ! فعلا حال و حوصله نداره.تا یک ماه رفته مرخصی!
جوانان رادیو جوان!: آفای نویسنده هم گیر داده به فیلم یوسف پیامبر و در کل شاید واسه خنک شدن دل آقای کارگردان :مرگ بر اسراییل!!جالبه...
رادیو+جوان=رادیوجوان:خانم نویسنده ! هنوز در غم و سوگواری خسرو شکیباییست !
اینجا پاتوق خطخطیاست ! :خانوم نویسنده! با یه مصاحبه جالب خطخطی با محمد بخشایش منتظره !
رادیوجوان ناب عطش شکن ! :خانم نویسنده رجه به خاستگاری و ...نوشته ولی خلاصه آپش میشه این بیت: ...خوشا بر حال آن افراد خوش شانس ******که پیش مادرند و زن ندارند!
آنتن پر سر و صدا: خانم نویسنده: قرار بود مثلا بره مرخصی اما آپه با چنتا آنتن پر سر و صدا

حس ششم...حس جوانی! :خانوم نویسنده آپه :با همیشه پای یک زن در میان است و المپیک و ! و دل تنگی زمستون
رادیو جوون ! :خانوم نویسنده ! هم هنوز در غم و سوگواری خسرو شکیبایی مونده !
عاشق ورزش اما: خانوم نویسنده ! کلا فوتبالی المپیکی کریستینی آپه!
وقت و بی وقت ! :آقای نویسنده! بابا طاهرانه آپن :  به دریا بنگرم ماهی ببینم.....
یادداشتهای یک استعداد کشف نشده !:خانوم استعداد ! رفته تو خط سیا... البته از نوع مسئول و خبرنگار روی خطیا!

باقی بقایتان



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 توسط مدیر گروه


جمله بالا رو یه بار دیگه بخون.....خوندی؟خب حالا برو پایین عکس!

 

 

 

اصلا با عقل جور در نمیاد ایرانی باشی ولی حسین رضازادهرو نشناسی!
مطمئنم خبر داری از مدالای خوشرنگی که گرفته!
خبرداری از تقدیم همه مدالاش به زلزله زده های بمی ودر عوض گرفتن مدال  طلای المپیک!
آره خبر داری..خیلی بیشتر از من !
راستی نکنه تو هم مث خیلیا وقتی می گن حسین رضازادهاولین کلمه ای که یادت میاد این اسمه:
ابوالفضل...!
ولی یه چیزیه...مث این که فقط من و تو خبر داریم از اینهمه افتخار...
(به قول شاعر بعضیا از حال ما دورن عزیز)
شایدم بیش از حد فراموشکارن.شاید حسادت و تخریب.شاید غیرت کیلویی چند؟ شاید از سر بیکاری ...اصلا شایدم
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها...!
نه! نه! نه! نه!...من و تو باور نمی کنیم !
من و تو دوست نداریم باور کنیم.
من و تو همیشه به حاج حسین رضازاده افتخار کردیم واز این به بعد هم افتخار می کنیم.
من و تو یادمون نمی ره که می تونیم بهترین حامی وپشتیبان قوی ترین مرد جهان باشیم.

 

 منبع:اثرانگشت



نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مرداد 1387 توسط 
درباره وبلاگ

اینجا وبلاگ گروه جوان و ورزش و تفریحات باشگاه رادیویی جوان است...
محلی مجازی برای حلقه ای از جنس طنز و ورزش...
javanvavarzesh@yahoo.com
javan.varzesh@gmail.com

» شناسنامه
» برنامه ها
» پادکست
»
رادیو جوانی ها
» توپ
» سه كنج

Blog Skin