تبليغاتX
گروه جوان و ورزش و تفریحات حلقه‌ی وب

 
ورزشته: خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی ...

بر خودمان لازم می دانیم تا ضمن سپاس و اعلام مراتب قدردانی از آی طنز، توجه شما را به این پست جلب نماییم.

انتخاب مربی برای تیم ملی یک کار ضروری است. البته معمولا این کار در نتیجه بازیها نقشی ندارد، اما به هر حال نمی‌شود که تیم ملی بدون مربی باشد. برای انتخاب مربی تیم ملی روش زیر بهترین روش است:

1- مربی خارجی بهترین راه حل است. اما نه مربیانی که از کشورهایی مانند آمریکا،‌ انگلیس، فرانسه، آلمان، هلند و جاهای دیگر باشند. سعی کنید از مربیان کشورهایی انتخاب کنید که مشکل سیاسی نداشته باشند.


2- مربی خارجی 3 ماه با تیم شما کار خواهد کرد و شما قطعا تیمی آماده خواهید داشت، درست در همین شرایط است که باید یادتان بیفتد که توجه به مربیان ملی تا چه حد ضروری است.

3- به مدت دو ماه با هر نوع وابستگی، خصوصا وابستگی ورزشی مخالفت کنید و با شعار «مرگ بر فلانی» مربی خارجی را از کشور بیرون کنید.

4- یک سکه را به قطر 5 سانت رنگ کنید، یک طرف قرمز و یک طرف آبی، سکه را به هوا انداخته و هر رنگی که آمد مربی آبی‌پوشها یا قرمز‌پوشها را سرکار بگذارید.

5- تیم شما یا آبی است یا قرمز، اگر آبی بود قرمزپوشها مخالفت می‌کنند و اگر قرمز بود آبی‌پوشها. سه ماه وقت دارید تا اسناد بی‌کفایتی مربی را که قطعا هم مساله دارد و هم بی‌عرضه است جمع کنید.

6- سعی کنید طوری برخورد کنید که هیچکس حاضر به پذیرش مربیگری تیم ملی نشود. آنوقت به یک کمک مربی تکلیف کنید که وظیفه ملی‌اش را انجام دهد.

7- از همین‌جا فعالیت مطبوعاتی باید آغاز شود.کمک مربی نه لیاقت دارد، نه خوش اخلاق است، نه تاکتیک می‌داند و علاوه بر تمام اینها باند باز است. همه با یک صدا او را بدنام کنید.

8- مربی خارجی بهترین راه حل است. شما فرصتی تا جام جهانی ندارید. یک مربی دم دست ارزانقیمت کم مصرف و پردوام را سریعا انتخاب کنید.

9- مربی خارجی شما تیم را که آشفته بود جمع می‌کند و آماده ی مسابقات می شود.

10- شما قهرمان آسیا می‌شوید. مردم جشن می‌گیرند و شما توی دلتان می‌گویید: وای وای وای! چه مربی بلایی!

11- شما هیچ بهانه‌ای ندارید. مربی شما لایق است. دستمزد کمی می‌گیرد، مردم دوستش دارند و بازیکنان به او احترام می‌گذارند. بنابراین در اسرع وقت برکنارش کنید.

12- حالا نوبت انتخاب یک مربی خارجی دیگر است. با هم مذاکره کنید و بدترین آنها را انتخاب کنید.

13- مربی خارجی در همه بازیها کم می‌آورد. شما به بورکینافاسو می‌بازید و با بنگلادش مساوی می‌کنید. غیرتتان به جوش می‌آید.


14- دوباره از شماره 3 شروع کنید...

در خاتمه از تلاش بی دریغ خودمان سپاس گزاریم !



نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط مدیر گروه

 داخل استودیوی شبکه‌ی سه حدود صد نفر نشسته‌اند. مجری برنامه می‌گوید پرسپولیسی‌ها دستشان را بالا ببرند، نود نفر این کار را می‌کنند. بعد می‌گوید حالا استقلالی‌ها، ده نفر دیگر دستشان را بالا می‌برند. اعلام می‌کند که طرفدارانشان تقریباً برابر هستند. اصولاً حدود چهار ماه است که ارائه‌ی آمار در کشورمان نقش کود شیمیایی را هم بازی نمی‌کند!

ـ استادیوم را نشان می‌دهند. کیپ تا کیپ پرسپولیسی‌ست و چهار نفر و نصفی هم با لباس آبی آمده‌اند. تعداد استقلالی‌ها واقعاً همین‌قدر کم است یا من این‌ها را ریز می‌بینم؟ پدرم می‌گوید جوجه را آخر پاییز می‌شمرند. جوجه‌ها را دوباره می‌شمرم. هم‌چنان همان چهار نفر و نصفی هستند!

ـ دکتر صدر توی استودیو نشسته و در حال تحلیل کردن است. آن‌قدر حرف‌هایش پیچیده است که مجری برنامه مجبور می‌شود سرش را همین‌جوری تکان دهد و تأیید کند. این دکتر صدر به گمانم قبل از این‌که مفسر فوتبال بشود، مسئولیتی توی اوین داشته. حرف‌هایش بدجوری دارد روی روح و روان مجری را تسخیر می‌کند، بدجوری! حتی پدرم هم کنارم نشسته و دارد سرش را تکان می‌دهد!

ـ بازی‌های بیست سال پیش دو تیم را نشان می‌دهند. تمام بازیکنان از سبیل کافی برخوردارند. همه‌شان شبیه علی دایی ده سال پیش هستند، منتها قدشان یکی دو سانت کم و زیاد است! آدم قیافه‌ها را که می‌بیند حظ می‌کند. یکی‌شان هم بگی نگی شبیه کریم باقری‌ست. آهان، گویا اصلاً همین کریم باقری خودمان است. آن زمان هم بازی می‌کرده یعنی؟ بله ... این آخری را من نمی‌گویم، پدرم می‌گوید!

ـ می‌خواهند کم‌کم بازی را شروع کنند. تور دروازه‌ی استقلال را کنترل می‌کنند که سوراخ نباشد. این‌جوری بهتر است چون معلوم می‌شود که تمام سوراخ‌ها در طول بازی ایجاد شده و بعداً نمی‌شود زیرش زد!

گزارش ادامه بازی در ادامه مطلب!

با سپاس ویژه از آی طنز و موسیو گلابی!


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 توسط مدیر گروه

گفتگو با موسي پارسا-جانباز 70 درصد- و اندك طعامي از اصطلاحات رزمندگان!

از آن جايي كه جانبازان در عرصه ي ورزش نيز فعالند و در مسابقات مختلف پارالمپيك براي كشورمان افتخار آفريدند، خالي از لطف نبود كه در اين ايام يادي از آنان در ورزش نكنيم. به همين دليل مصاحبه اي با موسي پارسا -ورزشكار جانباز- تهيه كرديم.

" موسی پارسا، جانباز 70 درصد  قطع نخاع- متولد 1347 - عضو تيم جانبازان-رکورد دار ويلچررانی ايران، عضو تيم ملی تنيس خاکی و برادر شهيد محمدرضا پارسا ...." (ادامه مطلب)



-----------------------------------------------------------------------

شنيديد مي گويند كه هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد؟! اصلا" تا به حال دقت كرديد كه ما هم در دوره ي خودمان اصطلاحاتي خاص داريم؟! براي همين بد نديديم كه هر روز در همين حوالي كمي از اصطلاحات آن روزها را برايتان جمع آوري كنيم. راستي اگر شما جاي رزمندگان در آن دوره و زمانه بوديد، چه اصطلاحاتي را مي ساختيد؟!

ساندويچي خوابيدن: لوله شدن و در جهت مخالف يكديگر، پشت به پشت هم در سنگر دراز كشيدن و استراحت كردن، حالتي كه در مواقع تنگي جا مرسوم بوده.

ريگ: ميگ؛هواپيماي جنگنده ي عراقي،جنگ افزاري كه با همه ي اسم و رسم گويي به حساب نمي آمد، مثل ريگ خردي بر سر راه.

حاجي گلابي: پيرمردهايي كه وظيفه ي گلاب پاشيدن به بچه ها را در منطقه به عهده داشتند.

واحد اتل متل: واحد اطلاعات عمليات؛وقتي كسي از نيروهاي اطلاعات عملياتي سوال مي كرد كه كجا خدمت مي كني بعضي به شوخي و براي رد گم كردن مي گفتند: واحد اتل متل!

ورقه ي فولادي/ صفحه كلاچ: كوكوي سبزي يا سيب زميني و نيز همبرگر فوق العاده سخت و سفت.

گدافند: واحد فقير پدافند از ان جهت كه نسبت به ساير گردان ها بسياري از امكانات ضروري را نداشت.


خاك بر سر: ماشين كمپرسي و بنز ده تن باربر.

خواستگار: نيروي اطلاعات عمليات كه منطقه را شناسايي مي كرد؛ كسي كه خطر مي كرد و مقدمات شهادت خود و رسيدن به معبود را فراهم مي كرد.


تا اصطلاحات ديگر !


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط مدیر گروه

فراخوان هجدهمین جشنواره بین‌المللی طنز و هجو کلاه‌خود طلایی منتشر شد.


این جشنواره در دو بخش کارتون و نوشتار و با موضوع بحران برگزار می‌شود . جایزه‌ی برندگان بخش نوشتار 300 یورو و جایزه‌ی برندگان بخش کارتون برای رتبه‌ی اول تا سوم، به ترتیب، 1000، 500 و 300 یورو تعیین شده است. نفر نخست بخش کارتون علاوه بر 1000 یورو، پلاک کلاه خود طلائی را نیز دریافت می‌کند و امتیاز برگزاری نمایشگاه انفرادی در سال 2010 به او اعطا می شود.بخش های مسابقه در بخش نوشتار شامل داستان کوتاه، شعر و نثر است.
دبیرخانه‌ی جشنواره اعلام کرد در سایر بخش‌ها تنها آثار منتشر نشده و در بخش کارتون اصل آثار (اورجینال) مورد پذرش قرار می گیرد که باید حداقل در قطع A4 و حداکثر در قطع A3 باشد.

علاقمندان می توانند برای شرکت در جشنواره‌ی «کلاه‌خود طلایی» آثار خود را همراه با بیوگرافی کوتاه، شماره تلفن و ایمیل تا 29 آبان 1388 به نشانی‌های زیر ارسال کنند.

آدرس ارسال آثار:
Kulturni centar Krusevac, Festival "Golden Helmet" Toplisina br. 2; 37000 Krusevac, Serbia

tel: +381 (0) 37 / 423 025, 421 877
e-mail: kck@kck.org.rs , goldenhelmet@kck.org.rs , zlatnakaciga@kck.org.rs

نتایج داوری جشنواره 10 آذرماه 1388 اعلام خواهد شد و جشنواره ضمن پرداخت هزینه‌های سفر و اقامت از برندگان برای شرکت در مراسم اهداء جوایز دعوت به عمل می‌آورد.

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388 توسط مدیر گروه
اگر همچنان طرفدار شنیدن آیتم مصاحبه طنز با عادل فردوسی پور هستید، می توانید به اینجا بروید.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 توسط مدیر گروه
درباره وبلاگ

اینجا وبلاگ گروه جوان و ورزش و تفریحات باشگاه رادیویی جوان است...
محلی مجازی برای حلقه ای از جنس طنز و ورزش...
javanvavarzesh@yahoo.com
javan.varzesh@gmail.com

» شناسنامه
» برنامه ها
» پادکست
»
رادیو جوانی ها
» توپ
» سه كنج

Blog Skin